الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
111
تفسير مجمع البيان (فارسى)
دست شما بيرون نبرد و تنها حافظ آنها خدا است كه براى شما نگاه دارد ، و از اينرو دوام نعمتهاى او را از راه طاعت و فرمانبرداريش بجوئيد . و برخى گفتهاند : معناى آيه اينست كه : من نگهبان اعمال و كردار شما نيستم بلكه خدا است كه اعمال شما را محافظت و نگهدارى مىكند و جزاى آن را بشما ميدهد . و ديگرى گفته : يعنى من نگهبان پيمانه و وزن شما نيستم تا در نتيجه حقوق مردم را بتمامى بپردازيد و بدانها ستم نكنيد بلكه وظيفهء من تنها همين است كه شما را از كم فروشى باز دارم . « قالُوا يا شُعَيْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا » و جهت اينكه اين حرف را بشعيب زدند آن بود كه شعيب بسيار نماز ميخواند و چون نماز ميخواند ميگفت : نماز انسان را از كار بد باز دارد و از زشتيها و منكرات جلوگيرى كند از اينرو به دو گفتند : آيا نماز تو كه خيال ميكنى انسان را به كار نيك وادار كند و از كار بد باز دارد اين دستور را به تو داد ؟ و اين معنايى است كه ابن عباس گفته است . و از حسن و عطا و ابو مسلم نقل شده كه گفتهاند : معناى آيه اينست كه آيا دين تو به تو دستور ميدهد كه دست از دين گذشتگان بردارى ؟ و اينها گفتهاند : جهت اينكه نام نماز را بجاى دين بردهاند بدانجهت است كه نماز از مهمترين دستورات دين است ، و البته اين سخن را از روى استهزاء و مسخره گفتند . « أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوالِنا ما نَشؤُا » يعنى آيا نماز تو به تو دستور ميدهد كه ما دست از پرستش آنچه پدرانمان مىپرستيدهاند بر داريم يا از انجام آنچه را در مالهاى خود ميخواهيم يعنى از كم فروشى دست بازداريم ؟ « إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ » از ابن عباس نقل شده كه گفته است : اين كلام را از روى تمسخر و استهزاء گفتند و منظورشان اين بود كه تو سفيه و نادان هستى ، ولى برخى گفتهاند : از روى حقيقت گفتند ، يعنى تو در ميان قوم خود مرد بردبارى هستى و شايستهء مقام شخصى چون تو نيست كه با قوم خود مخالفت كنى . « قالَ يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي » اين سخن شعيب بود كه به آنها گفت و تفسيرش در داستانهاى قبلى گذشت .